باز هم آسمان برقه ی سیاه خود را بر چهره زد. برقه ای که با الماسهای ریز زرین تزئین شده است. باز هم آسمان با این برقه زیبایی منحصر به فردی را پیدا کرده و من از این همه زیبایی به شگفت آمده و چشمانم آنقدر که زیبایی می بیند، سیاهی نمی بیند شاید هم این زیبایی ها به خاطر زمینه ی سیاهی است که دارد. ومن از لابه لای الماسهای انبوه وجودی را در می یابم که سرک می کشد و با لبخند زیباییش به من آرامشی دو چندان می دهد، احساس می کنم از لابه لای آن سیاهی ها دستی به سویم دراز می شود و ندایی می گویید تو قاصدکی سبک بال هستی که می توانی به اوج ها پرواز کنی و من شیرینی پرواز در رویا را احساس کردم
آری آسمان شب زیباست و خالق آن زیباتر


 

نوشته شده توسط ستاره خاموش در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 17:28 موضوع | لینک ثابت