در شبی سرد و تاریک که حتی شمعی هم برای روشن شدن نبود اطرافم را حاله ای از تردید فرا گرفت که هر چه بیشتر دست و پا می زدم در باطلاق آن بیشتر فرو می رفتم و دقیقاً همان هنگام که به وجود یاری دهنده ای نیاز پیدا کرده بودم تا شاید تخته چوبی به سویم دراز کنم و از آنجا نجاتم دهد از او خبری نبود و هنوز هم نیست
نوشته شده توسط ستاره خاموش در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 0:26 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست، حاصلش تن به فضا دادن و افسرن نیست،اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست،زندگی عشق به اوست،بال و ثروت هدف اصلی نیست،فکر خود کن عاقل،دل به دنیا مسپار دنیا جایگه اصلی نیست،دنیا وسیله ی رسیدن به هدف است، همه می دادند آن هدف چیست؟
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY